عاشقانه

وقتی نزدیکتر از پیرهن سر بر روی سینه ات می گذارم کسی جزخدا نمی دونه که چی توی سینه ات هست

من می دونم که قلبی اونجا هست که عاشقانه ترین تپشهارو داره

با تو دیگه از هیچ چیز نمی ترسم

من و تو عهد بستیم که تا آخر با هم هستیم

تا اخر هر لحظه هر ثانیه

و ماندیم

من ماندم تو ماندی

ما هستیم

خاطرم می مونه که معنای عشق ورزیدن را با تو حس کردم

خاطرم می مونه که جز شانه های تو پناهی نیست

خاطرت باشه که بازوهای اهنین تو گرم ترین نوازش دنیاست برای من عاشق تو

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد